

















|
Atish pare haye 201 Sampad همیشه فکر میکردم چون گرفتارم به خدا نمیرسم,اما حالا میفهمم چون به خدا نمیرسم ,گرفتارم...
| ||
|
[ دوشنبه یکم فروردین 1390 ] [ 0:0 ] [ ELI ]
این متنو hamidrozi داداشم داده تا بذارمش تو وبم!ممنونم داداشی!!!
به چه مي خندي تو...؟ [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:40 ] [ eli joon ]
نهـ ایـטּ کهـ زانـو زدهـ باشمـ
نـهـ ....... فقط تنهایے خیلے سـنـگیـنـهـ...!!! [ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:19 ] [ الکساندر جووون ]
دخترک می خندید و پسر خیره به چشمانش بود
که به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیده پیر مرد از پی او تند دوید من آن درخت بودم ، پسرک از دلم سیب چید و دوید دخترک دل به دلش سپرده بود پسرک سیب به دستش داده بود… من از دور می دیدم ، نمی دانم چه گفتند آن نگاه ها با هم پیرمرد می دوید و پسر نیزهم دخترک خواست بگوید که او نیزهم دل داده ی اوست آن پیرکه می دود در پی او،پدر اوست پسرک رفت و دل او در دستش دخترک ماند و سیب افتاد ز دستش سال هاست که در چشم من آرام آرام میگذرد گذر فصل ها و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا سیب رویید از دل من، کاش بیدی بودم برای دلهای عاشق، کاش سایبانی من بودم که دیگرنچیند پسری از دل من سیبی ندهد به دردانه صاحب باغ من همان جا ایستاده ام سالهاست میبینم زنی را پشت پنجره چشمان دخترک را دارد نگاهش به دل پیر من است منتظر پسرک …نه …منتظر مردی ست …که شاید در همین نزدیکی ست [ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:52 ] [ eli joon ]
دانشمندان ژاپنی بر این عقیده اند
که حروف اسم بر اساس این لیست بیانگرخلقیات وشخصیتِ درونی انسانهاست.
A: نعمت خدا B: عشقِ هم . C: معصوم D: با استعداد E: خوب اما شکننده F: احساسی برای دیگران G: منطقی H: آرام I: مودب J: لذت بردنی از زندگی K: قابل عاشق شدن L: با مزه M: عالی N: مغرور O: ورزشکارP: خنده رو Q: باحالR: غیرقابل پیش بینیS: با احساسT: خالص و حقیقیU: سودمند و باهوش V: عصبانی W: بیخیال X: نابغهY: لذت بردنیZ: خوش مشرب براي مثال : حسين Hossein: hآرام + oورزشكار +ssا احساس +eخوب اما شكننده +i مودب +nمغرور
هانیه hanieh : hآرام +a نعمت خدا + n مغرور + i مودب + e خوب اما شکننده + hآرام
[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 18:11 ] [ eli joon ]
دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن… پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.» پیرمرد دوم: «اِ… چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا… اسم رستوران چی بود؟» پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟» پیرمرد دوم: «پروانه؟» پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!» [ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 17:39 ] [ eli joon ]
نیمه شب است باز بارانی ام آسمان چشم هایم دوباره حوس باریدن کرده است در تمام زندگی ام عروسکی بوده ام در دست غم عروسکی گلی که غم با دستانش ورزش می داد دستی به سویم آمد نوید آزادی داد ترسیدم اطمینان نامه فرستاد دستش را در دست فشردم گرم شدم اما در نیمه راه دستم را رها کرد چشمان پر اشکم را به راهش دوختم برگشت و با خنده ای تمسخر آمیز داد زد دیوانه دوباره صدایم در گلو خفه شد ... [ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 12:21 ] [ eli joon ]
[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 8:27 ] [ eli joon ]
سلام سلام!!!۱۰۰تا سلام!!!ذوق کردم اگه گفتین چرا؟؟؟ آخه مدرسه مون سایتش افتتاح شد بالاخره با تلاش های خانم صحراپیما!دستشون درد نکنه!!!تو لینکامون هم هست آدرسش اما اینجا هم مینویسم...شاید بگین بیخودی ذوق کردی اما خب کردم دیگه دست خودم نیست!!!امید به اینکه روز به روز بهتر بشه سایتمون!!!
راستی ولینتاینتون هم مبالک!!!دوستون دارم دوست جونیای عزیزم!!! [ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 15:11 ] [ eli joon ]
سیلام سیلام...خوبین شما؟؟؟؟؟؟؟؟
امروز کلی کار داشتم ولی فقط و فقط به خاطر الای جون اومدم که بهش بگم: تولدت مبارک الای جونم میدونم دیره اما خودت میدونی دیگه چی شده!!!!!!!!!! ایشالا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ساله بشی [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 16:47 ] [ kevin joon ]
|
||
| [ طراحی : سیب تم ] [ Weblog Themes By : Sibtheme] | ||